وبلاگ و وبلاگ نويسی به عنوان تاريخ نگاری مدرن

ده، يازده سال پيش كه مي خواستم براي موسسه اي فرهنگي دسترسي به اينترنت و ايميل فراهم كنم و مجبور بودم فرم ها و دستورالعمل هاي مختلفي را پر و اجرا كنم، هيچ فكر نمي كردم روزي اينترنت و ملحقاتش اين طور همه گير شود.
ده، يازده سال پيش كه مي خواستم براي موسسه اي فرهنگي دسترسي به اينترنت و ايميل فراهم كنم و مجبور بودم فرم ها و دستورالعمل هاي مختلفي را پر و اجرا كنم، هيچ فكر نمي كردم روزي اينترنت و ملحقاتش اين طور همه گير شود.
ده، یازده سال پیش كه می خواستم برای موسسه ای فرهنگی دسترسی به اینترنت و ایمیل فراهم كنم و مجبور بودم فرم ها و دستورالعمل های مختلفی را پر و اجرا كنم، هیچ فكر نمی كردم روزی اینترنت و ملحقاتش این طور همه گیر شود. آن سال ها گشت و گذار در اینترنت و وب سایت های آن زمانش بیش از هر چیز معنی دسترسی به بی نهایت داشت و دیدن و خواندن مطالبی كه بدون هیچ گونه محدودیتی برای عده محدودی از جامعه شهری تهرانی فراهم بود و آن قدر جذابیت داشت كه خیلی ها را برای همیشه آلوده اینترنت و هزارتوی پیچ درپیچش كرد.
طراحی و راه اندازی وب سایت و فعالیت اینترنتی، عمدتا مستلزم یك كار جمعی بود و كمتر شخصی به تنهایی سراغش می رفت. آرام آرام رسانه های خبری جدیدی در فضای مطبوعاتی و رسانه ای ابتدای دهه 80 شمسی، در فضای وب پا گرفت. اما هنوز زود بود كه سایت های خبری جای رسانه های قدیمی را بگیرند. اما اتفاق مهم تری افتاد، وبلاگ به عنوان یك رسانه شخصی، آن هم برای جوانان و دانشجویان، پدید آمد. قصد تاریخ نگاری ندارم، اما به گمانم رسانه ای مدرن، شخصی، بدون گرفت و گیر سردبیر و دبیر تحریریه و چاپ و نشر و توزیع و ممیزی، فصلی نو را برای زبان فارسی آغاز كرد.
وبلاگ هایی كه هر یك اسمی داشتند كه همین اسامی می تواند مایه تحقیقی مفصل و مجزا باشد. محتوای شان بكر بود و اورژینال بودند. خیلی از نویسندگان این وبلاگ ها، حالا كه 9-10 سالی از آن روزها می گذرد، دیگر نمی نویسند، و شاید سال به سال سری به وبلاگ شان بزنند. حالا هر روز ده ها وبلاگ جدید در اینترنت ثبت می شوند، حتی وبلاگ نویسی شغل شده و مجمع و سندیكا دارد، اما به گمان نویسنده دیگر آن حال و هوای رها را ندارد. نویسندگان قدیمی اش كه بیشتری ها تازه وارد دهه چهارم عمرشان شده اند، گویی خودشان را بازنشسته كرده اند. عجیب است كه استخوان خردكرده ها و سابقه دارهای وبلاگ به مثابه رسانه، همگی جوان هایی بین 25 تا 40 ساله اند كه عمده شان دیگر وقت یا علاقه و یا حوصله ادامه زندگی با رسانه محبوب شان را ندارند. اگر روزگاری، سی سال روزنامه نگاری و نویسندگی برای نویسندگان، خستگی نداشت و بوی حروف سربی چاپخانه ها و كاغذ روزنامه ها و انگشت های رنگی و سیاه شده، مایه آرامش روحی شان بود، نسل جدید و رسانه جدید، خیلی زودتر از این حرف ها گذشته را رها كرده و با این كه برای ادامه دادن كار در رسانه اش چندان احتیاجات ویژه ای ندارد؛ در بهترین حالت نوستالژی وبلاگ نویسی را در دهمین سالروزش با جملاتی كوتاه و خلاصه، از سر می گذراند.
نمی دانم، شاید چون ایرانی جماعت عادت ندارد كاری را، هر چند كوچك، تداوم دهد، این استمرار را در وبلاگ نویسی هم نداریم. در این دیار كمتر شركت و مجموعه ای را می بینیم كه بیش از سی، چهل سال مداوم كار كرده باشد، بر خلاف دیگر فرهنگ ها و كشور ها، پیدا كردن مجموعه ای كه دو سه نسل از یك خانواده هنوز سرپایش نگه داشته باشند، حكم كیمیا دارد.
شاید این از عوارض رسانه در هزاره سوم است، شاید سرعت حركت جامعه نمی گذارد بیش از چند سال محدود، رسانه ای در اوج بماند، یا اصلا بماند.
این دفترچه های خاطرات كوچك آنلاین، خاطرات ده ساله نسلی هستند كه حالا دیگر آرام آرام به میانسالی می رسند. شاید، در همه تاریخ، گنجینه ای به بزرگی و تنوع نگاه وبلاگستان فارسی، برای نشان دادن خلق و خوی و سرگذشت مردمان ایران زمین، وجود نداشته است.
نویسنده: علی محمدزاده

منبع خبر: ماهنامه تحليلگران عصر اطلاعات
  ۱۱ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱:۸:۴۳ بعد از ظهر
شما اولین نفری باشید که نظر میدهد

 همین حالا نظر خود را ثبت کنید: