طلا در انوار درخشان 2

طلا در انوار درخشان 2
سنخ ديگر رابطه و تدبير ذاتى و ناگسستنى است كه روح در بدن عنصرى آثار و نشانه‏هائى بجا ميگذارد و در اثر مداومت ...

انوار درخشان    ج‏10    221    [سوره الإسراء(17): آيات 101 تا 111] .....  ص : 162

سنخ ديگر رابطه و تدبير ذاتى و ناگسستنى است كه روح در بدن عنصرى آثار و نشانه‏هائى بجا ميگذارد و در اثر مداومت بعمل ملكه و كمالى براى خود پديد ميآورد مثلا واعظ و خطيب ملكه و قدرتى در روح و سرعت تفكر و سخنورى ايجاد مى‏نمايد همچنين صاحب هر حرفه و صنعت و كمالى قدرت بخصوص روح كسب مينمايد و در اعضاء ظاهر خود ايجاد مينمايد و مؤمن كامل در بيدارى شب و خويشتن‏دارى از گناهان و در برابر خواسته و تمايلات خود نيرواى در روان و در بدن ايجاد مى‏نمايد مانند آنكه كيميا و طلا هستند اينگونه رابطه ذاتى از جمله لوازم تشخص و حد وجودى روح و بدن بشمار ميآيد يعنى كمال ذاتى و لازم تشخص روح به همان تشخص است و حد وجودى بدن نيز همان تشخص است اينگونه رابطه و علاقه ذاتى اصالت دارد و انفكاك‏پذير نخواهد بود.

انوار درخشان    ج‏10    226    [سوره الإسراء(17): آيات 101 تا 111] .....  ص : 162

بدن عنصرى از نظر ماديت و جسمانيت آن همه اجزاء و ذرات آن از يكديگر مغاير و مباين است چنانچه جسمى مانند طلا و يا آهن گداخته شود و هيئت آن تغيير يابد بار ديگر بهمان قالب ريخته شود مثل و مانند آن خواهد بود ولى روح و نيروى عاقله آغاز كه بجنين دميده ميشود در كمون آن قوا و نيروهاى علمى و عملى زياده بر تصور نهفته است و بتدريج در اثر بكار بردن نيروى شنوائى و بينائى و ساير اعضاء و جوارح پاره‏اى از آنها را بعرصه ظهور ميتواند درآورد و بصورت فعليت درآيد و چنانچه هر كمالى را بدست آورد عين همان روح است كه بمرتبه كمال نائل آمده است بر اين اساس هر فعل اختيارى حركت ذاتى و روانى است و ظهور آنچه در كمون نهفته داشته است.

انوار درخشان    ج‏10    276    [سوره الكهف(18): آيات 27 تا 31] .....  ص : 270

و نيز آراسته بزينتها از طلا در دست دارند و لباسهاى فاخر سبز نازك و ضخيم در بر دارند در حاليكه باريكه امن و امان تكيه زده چه پاداش و نعمت گوارا است كه منزل آنان جوار رحمت و همنشين نيكان خواهند بود.

انوار درخشان    ج‏10    326    [سوره الكهف(18): آيات 60 تا 82] .....  ص : 310

در تفسير قمى از امام صادق (ع) روايت نموده فرمود گنج دو كودك عبارت بود از لوح و صفحه‏اى از طلا در آن نوشته بود بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ 1- 4 لا اله الا اللّه محمد رسول اللّه عجب دارم از كسيكه مى‏داند مى‏ميرد و مرگ حق است چگونه خشنود است عجب دارم از كسيكه ايمان دارد بقدر و به تقدير چگونه محزون خواهد شد عجب دارم از كسى كه بخاطر توجه دارد بآتش دوزخ چگونه مى‏خندد عجب دارم از كسى كه تحولات زندگى را پى در پى مى‏بيند چگونه بزندگى در دنيا اطمينان مى‏يابد.

انوار درخشان    ج‏10    424    [سوره مريم(19): آيات 81 تا 96] .....  ص : 414

در كتاب در منثور از ابن مردويه از امير مؤمنان على عليه السّلام روايت نموده كه رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله در باره آيه فرمود بخدا سوگند متقيان با گامهاى خود محشور نمى‏شوند و سوق و رانده نمى‏شوند بلكه با شترهاى بهشتى بمحشر خواهند وارد شد كه خلايق مانند آنها را نديده رحل آنها از طلا و زبر جداست بر آنها مى‏نشينند تا اينكه بدرب بهشت وارد شده آنرا بكوبند.

انوار درخشان    ج‏10    500    [سوره طه(20): آيات 80 تا 98] .....  ص : 491

زمينه مساعدى فراهم شد كه سامرى را ترغيب نمود كه از بنى اسرائيل هر چه طلا و آلات زينت بهمراه دارند بگيرد و مجسمه گوساله‏اى ساخت.

انوار درخشان    ج‏10    501    [سوره طه(20): آيات 80 تا 98] .....  ص : 491

جمله تفريع در نتيجه گداختن طلا و آلات زينت كه سامرى از بنى اسرائيل گرفته با خاك اثر گامهاى اسب جبرئيل كه بهمراه داشته مجسمه‏اى بهيئت گوساله ساخت و از نظر مهارت سامرى در امر ريختگى طورى آنرا ريخته و ساخته كه در اثر دميدن بآن از منافذ گوساله صدا شنيده ميشد بديهى است گوساله از طلا و آلات ساخته شده نيروى حس و حركت نداشته همچنانكه آيه از آن تعبير بجسد نموده يعنى جثه‏اى كه بهيئت مردار بى‏جان است.

انوار درخشان    ج‏10    504    [سوره طه(20): آيات 80 تا 98] .....  ص : 491

سامرى گفت چون من واقعه‏اى را بعيان ديدم و هيچ يك از همرهان ما از بنى اسرائيل بدان توجه ننموده‏اند و آن برداشتن اندكى از خاك زير گام ستور جبرئيل است بشرحى كه اشاره شد و آن خاك را بهمراه خود داشتم پس از تربيت و ساختن مجسمه گوساله از طلا و زيور كه نزد بنى اسرائيل بود خاك را در درون گوساله افكندم اين حيله و نيرنگى بود كه بكار بردم ضلالت و گمرهى روانى مرا واداشت اين عمل را انجام دادم.

انوار درخشان    ج‏10    505    [سوره طه(20): آيات 80 تا 98] .....  ص : 491

موسى كليم عليه السّلام نفرين ديگرى در باره سامرى فرمود به اين كه پيوسته بدين طريقه ضلالت و گمرهى مداومت نمائى و نيز سوگند ياد فرمود كه ما آنرا كه تو پرستش مينمائى بآتش خواهيم كشيد و نيز اجزاء و ذرات آنرا در دريا پراكنده مينمائيم و نظر به اين كه مجسمه گوساله چنانچه از طلا و آلات زيور ساخته شده باشد سوزانيدن و پراكندن آن در دريا تناسب ندارد بدين نظر بعض احتمال داده‏اند كه مراد از جمله لنحرقنه آن باشد كه مجسمه با آهن خورد شده اجزاء و ذرات آن بدريا ريخته و پراكنده شود.

انوار درخشان    ج‏11    151    شرح .....  ص : 145

ساكنان بهشت جوار رحمت با دست بند از طلا و مرواريد خود را زينت ميدهند و لباس آنان از جنس حرير نازك خواهد بود بديهى است حكم اهل ايمان ضد و مخالف با حكم اهل دوزخ و كفر خواهد بود لباس و پيراهن اهل دوزخ آتشين و با پتك‏هاى آهنين پيوسته بر بدن آنان كوبيده و مايع گداخته نيز بر آنان ريخته ميشود.

انوار درخشان    ج‏11    359    شرح .....  ص : 356

هم‏چنين زينت و مواضع زينت خود را پنهان نمايند از مردم اجنبى جز آنچه كه ظاهر و آشكار است و مراد از زينت مواضع زينت است نه طلا و آلات زيور و زينت كه مورد حرمت نخواهد بود و مراد از ظاهر رخسار و دو دست و پا است.

انوار درخشان    ج‏11    451    شرح .....  ص : 438

و نيز قصرها و ساختمانها از طلا و نقره دسترس تو گذارد كه بى‏نياز گردى از اينكه ببازار رفته نيازهاى خود را مانند ما از بازار تأمين نمائى باين وسيله فضيلت تو را بر خود تصديق نمائيم چنانچه رسالت خود را مى‏پندارى. رسول صلى اللّه عليه و آله فرمود من هرگز از آفريدگار اين چنين درخواستهاى بيهوده نخواهم نمود پروردگار نيز باين منظور مرا اعزام نفرموده است بلكه مرا بسمت بشير و نذير اعزام فرمود كه مردم را بخداپرستى دعوت نموده و بشارت و مژده دهم و از شرك و كفر باز دارم و تهديد بعقوبت نمايم.

انوار درخشان    ج‏12    216    [سوره القصص(28): آيات 22 تا 28] .....  ص : 208

موسى (ع) گفت معاذ اللّه شعيب (ع) فرمود براى چه امتناع مى‏نمائى از غذا خوردن مگر كه گرسنه نيستى موسى عرض نمود بلى ولى بيم آن دارم كه غذا بعوض كار نيك باشد كه انجام داده‏ام و ما اهل بيتى هستيم كه هرگز عمل نيك اخروى را ببهاء دنيوى نخواهيم فروخت گرچه برابر آن طلا باشد كه دنيا را فرا بگيرد.

انوار درخشان    ج‏13    320    شرح .....  ص : 308

اجر و پاداش اهل ايمان پيروان مكتب قرآن سكونت در بهشت است كه بطور خلود بوده و زينت آنان دستواره از طلا و لؤلؤ و از لباس حرير است.

انوار درخشان    ج‏13    419    شرح .....  ص : 405

آنچه از سباع و جانوران كه از آن بدن خورده‏اند همه آنها بصورت خاك محفوظ هستند در حيطه علمى و شهودى آفريدگارى كه ذره‏اى در ظلمات و تاريكى هاى اعماق زمين بر او پنهان نخواهد بود و بر عدد و امتيازات هر يك از آفريده‏ها احاطه و قيوميت دارد و بر اوصاف آنها آگاه است و نيز خاك اعضاء نيكان مانند طلا در خاك امتياز ذاتى دارد و هرگز مورد خلط و اشتباه نخواهد بود.

انوار درخشان    ج‏13    420    شرح .....  ص : 405

و هنگام كه صحنه قيامت بايد گسترده شود باران زمين را فرا ميگيرد و رو برشد ميگذارد و سپس بهم ميخورند مانند كره آنگاه خاك هر يك از ابدان بشر مانند طلا از خاك جدا شده امتياز مى‏يابد در نتيجه خاك هر يك از ابدان افراد بشر از اقطار گرد هم آمده و هر يك از اعضاء و جوارح بقالب نهاده ميشوند و بصورت و هيئت اعضاء سابق در ميآيند و روح نيز بهمان بدن خود انتقال مى‏يابد و بهمان صورت اعضاء جوارح در ميآيد و روح هر يك از افراد بشر نيز به بدن و جوارح خود كه بصورت بدن سابق باشد در آمده و آنرا تدبير خواهد نمود.

انوار درخشان    ج‏14    423    شرح .....  ص : 417

ولى در اثر رابطه ذاتى و ناگسستنى از طريق افعال اختيارى كه بشركت روح و جوارح هر يك بهدفهاى مشترك خود رسيده و هر يك نيز سهم خود را از ذات و ذاتيات و ملكات يافته‏اند در نظام كلى ديگرى شروع بحركت متناسب با همان نظام مى‏نمايد روح بتكامل خود در پرتو نفوس كليه الهيه مربيه در نظام كلى و هم چنين خاك بدن عنصرى در پرتو جاذبيت روح در نظام كلى به سير و استكمال خود ادامه ميدهد مانند ماده خاك و عناصر آن كه در اثر عوامل طبيعى بصورت طلا و نقره و آهن در ميآيد.

انوار درخشان    ج‏15    137    (شرح) .....  ص : 135

از جمله سخنان هتك آميز فرعون در باره موسى كليم عليه السلام ميگفت چنانچه مقام و شخصيتى در انظار مردم قبط ميداشت بايد وسايل عظمت و ثروت در برداشته باشد بطلاها خود را مزين نمايد و طوق طلا پيوسته بهمراه داشته و فرشتگان با او كمك و يارى نمايند و دعوى رسالت او را گواهى دهند.

انوار درخشان    ج‏15    264    (شرح) .....  ص : 257

در تفسير مجمع در مورد آيه اذهبتم طيباتكم فى حياتكم نقل شده در حديث است كه عمر بن خطاب گفت وارد شدم بر رسول صلى اللّه عليه و آله در مشربه‏ام ابراهيم در حالى كه او خوابيده بود بر فرش كه بدن او نيز بر روى زمين بود و در زير سر او متكا بود كه از ليف خرما است بر او سلام گفته عرض نمودند يا رسول اللّه تو رسول خدا و صفوة خلق هستى بدين روش زندگى مينمائى در حالى كه كسرى و قيصر پادشاهان بر تخت و سرير طلا و فرش حرير و ديباج مى‏نشينند رسول صلى اللّه عليه و آله فرمود آنان در دنيا بطيبات و لذتها رسيده و استفاده مينمايد و انقطاع پذير است لذتهاى آنان ولى لذتهاى ما در عالم قيامت خواهد بود.

انوار درخشان    ج‏15    421    (شرح) .....  ص : 418

ميتوان در باره امتياز خاك اعضاء بدن انسان از ساير ذرات خاك گفت مانند امتياز طلا و نقره و مس از خاك ديگر است از نظر اينكه هر يك محكوم بتحولاتى مخصوص بوده كه سبب امتياز و تكامل آنها گشته بهمين قياس امتياز ذرات خاك بدن هر فردى از بشر يا ساير افراد همان امتياز طلا را از نقره و از مس خواهند داشت خلاصه امتياز ارواح بشر از يكديگر كه در همه عوالم محفوظ است و بخصوص در جهان تكليف و آزمايش كه هر لحظه در اثر حركات ارادى و افعال اختيارى سير و جوهر وجودى خود را بدست ميآورد و سبب امتياز بيشترى مى‏شود از نظر اينكه از قوه و ابهام بصورت فعليت در ميايد و مغايرت و حد وجودى و امتياز هر يك از ارواح بشر در جهان بيشتر خواهد شد.

انوار درخشان    ج‏15    454    (شرح) .....  ص : 452

 

انوار درخشان    ج‏15    454    (شرح) .....  ص : 452

هم‏چنين آيه (وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها) ناظر بهنگام خروج بدنهاى افراد بشر از صالح و طالح و مؤمن و كافر است از درون قبرها بخارج و تعبير به ثقل نموده از نظر اينكه خاك بدنهاى اولياء و اهل ايمان ثقل و ارزشمند است مانند طلا و سيم و زر كه درون خاك پنهان باشند.

انوار درخشان    ج‏16    102    شرح .....  ص : 94

در كتاب در منثور بسندى از ابى موسى از رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت نموده در باره آيه (وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ) و آيه (وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ) فرمود دو بهشت كه از طلا است اختصاص بمقربان دارد و دو بهشت كه از ورق است اختصاص باهل ايمان دارد.

انوار درخشان    ج‏16    172    شرح .....  ص : 167

هم‏چنانكه روايت رسيده كه رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود چنانچه هر يك از مسلمانان بقدر كوه احد طلا براى هزينه جنگ بذل نمايد هرگز بقدر ثواب يك مد و نصف مد كه جنگجويان در جنگ احد بذل نموده‏اند نخواهد بود.

انوار درخشان    ج‏16    180    شرح .....  ص : 167

در كتاب در منثور بسندى از أبو سعيد خدرى روايت نموده گفت با حضور رسول صلّى اللّه عليه و آله از مدينه خارج و متوجه جنگ حديبيه شديم هنگامى كه بعسفان رسيديم رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود اميد است گروهى بما ملحق شوند كه اعمال شما را كوچك شمرند عرض نمودم چه اقوامى هستند آيا از قريش است فرمود بلكه از اهل يمن كه قلوب آنان رقيق‏تر. راوى عرض نمود آيا آنان بهمراه ما هستند فرمود چنانچه يكى از آنان بقدر كوه طلا در اختيار داشته و انفاق نمايند بقدر يك مد كه شما و به نصف آن اجر نخواهد داشت و اين تفاوت ميان ما و مردم است آيه (لا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ) را قرائت فرمود.

انوار درخشان    ج‏17    105    شرح .....  ص : 94

با توجه به اين كه گرچه بهيئت خاك خواهد در آمد ولى سيرت آن از ذخائر ارضى بشمار ميآيد و خاك بدن اولياء و اخيار و اهل ايمان مانند طلا و سيم و زر در اعماق زمين پنهان شده ولى بحركت معنوى خود در اثر جاذبه روح قدس او بسير و تكامل خود در پرتو روح ادامه خواهد داشت.

انوار درخشان    ج‏17    192    شرح .....  ص : 174

و گفته شده است كه قنطار بمعناى پوست گاو كه مملو از طلا باشد ثروت او بوده است.

انوار درخشان    ج‏17    255    شرح .....  ص : 242

و بزينتهاى گوناگون از طلا لباس و خود آنان زينت شده است.

انوار درخشان    ج‏18    214    (شرح) .....  ص : 209

روايت شده ابو جهل بن هشام گفت برسول صلّى اللّه عليه و آله آيا گمان كنى هر كه بى‏نياز باشد طغيان نمايد براى ما قرار بده كوههاى مكه را از طلا و زر و سيم ما از آن گرفته دين ديرين خود را ترك خواهيم گفت و از دين و آئين تو پيروى خواهيم نمود.

انوار درخشان    ج‏18    295    شرح .....  ص : 293

ابرهه پادشاه در كشور يمن تمثال كعبه‏اى را بنا گذارد و در آن دربها از طلا و زينت قرار داد و اهل يمن را اجبار مى‏نمود كه بمنظور زيارت مانند شهر مكه و كعبه آن بنا را زيارت نمايند و مردم را از توجه به شهر مكه و زيارت خانه كعبه منصرف نمايد و از عظمت آن بدين وسيله بكاهد.

برگزيده تفسير نمونه    ج‏1    173    [سورة البقرة(2): آية 191] .....  ص : 172

 «فتنه» به معنى قرار دادن طلا در آتش، براى ظاهر شدن ميزان خوبى آن از بدى است.

برگزيده تفسير نمونه    ج‏1    267    [سورة آل‏عمران(3): آية 14] .....  ص : 267

 (آيه 14)- در آيات گذشته سخن از كسانى بود كه تكيه بر اموال و فرزندانشان در زندگى دنيا داشتند و به آن مغرور شدند و خود را از خدا بى‏نياز دانستند، اين آيه در حقيقت تكميلى است بر آن سخن، مى‏فرمايد: «امور مورد علاقه، از جمله زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهاى ممتاز و چهار پايان و زراعت و كشاورزى در نظر مردم جلوه داده شده است» تا به وسيله آن آزمايش شوند (زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ).

 

منبع خبر: aligold
  ۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۱:۱۵ بعد از ظهر
شما اولین نفری باشید که نظر میدهد

 همین حالا نظر خود را ثبت کنید:

نتایج یافت شده: 0 مورد